بابا صفرى

356

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

هاى او را از ميسر معقول منحرف سازد زيرا از آنها بوى تهمت و افترا و تهديد استشمام مىشود در حالى كه نويسندهء كتاب با يك صداقت و صميميت مطالب را عنوان نموده و در همهء احوال ، در آرزوى حق و حقيقت ، از هرگونه حب و بعض و تعصبات بى جا دورى جسته است . چه ميتوان كرد ؟ اين از مختصات عصر ماست كه هركسى طريق بيطرفى اتخاذ كند بايد از چپ و راست تهديد شود و ، علاوه بر محروميت از نعمتهائيكه اربابهاى بىمروت دنيا ، بهرحال و به حد وفور و بىحساب بر غير بيطرفها ارزانى ميدارند ، زجر بيند و دم فرو بندد و تبعيت از حقيقت را با قيات صالحات بداند . نقدى از آقاى دكتر معمارى : آقاى دكتر يوسف معمارى نيز مطالبى از كتاب را قابل اصلاح دانسته نوشته است : « 1 - مطلب مندرج در آخر صفحهء 178 بشرح ( آواز ملا غلامعلى قدرت زيادى داشت و وقتى در اطاق و تالار در بسته‌اى ميخواند گاهى شيشهء پنجره‌ها مىشكست يا ظروف در طاق و طاقچه تكان مىخورد و به زمين ميافتاد . در عين حال بقدرى از ملاحت و زيبائى بهره‌مند بود كه حتى مرغان خود را به پنجره ميزدند يا در اطراف محلى كه او آواز ميخواند گرد ميآمدند ) . درست است هنوز هم معمرين شهر در اينمورد گفتگو ميدارند ولى شكى نيست كه اين حرفها مبالغه است و اين مبالغه هم بخاطر نشان دادن هرچه بيشتر قدرت آواز ملا غلامعلى است . گرچه از نظر علمى افتادن و شكستن اشيائى در شرايط فيزيكى بخصوص بوسيلهء امواج صوتى ورزنانس قابل توجيه است و ليكن ايجاد چنين شرايطى در اطاقهاى معمولى و با صدا يا آواز انسان امكان‌پذير به نظر نميرسد و جملهء اخير ( حتى مرغان خود را به پنجره ميزدند ) به نظر اينجانب قابل توجيه نمىباشد . 2 - در صفحهء 179 در مورد بدهانهء توپ بسته شدن فرخ چنين آمده : ( وقتى سر فرخ در هوا بالا ميرفت هنوز سخنانى كه در آخرين لحظه به زبان آورده بود از دهانش قطع نشده بود ) اين مطلب نيز مبالغه‌آميز است چه سرى كه در نتيجهء انفجار توپ به هوا پرتاب شده وضعيت آن در حين حركت قابل رؤيت و تشخيص نخواهد